تبليغاتX
مركز اطلاع رساني المهدي

مركز اطلاع رساني المهدي

براي تعجيل در فرج بقية الله الاعظم ، حضرت مهدي (عج الله تعالي فرجه الشريف) صلوات  

 

چند سالي يوسف از جرم زليخا حبس شد

حبس مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از گناه ما هزاران ساله است

 

 


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 23:57 توسط سید مصطفی |

روز اول :

سالروز ازدواج حضرت علي (عليه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) (۲ه.ق)

روز سوم:

ورود پيامبر اعظم (ص) به مكه معظمه در سفر حجة الوداع (۱۰ه.ق)

روز هفتم:

شهادت امام محمد باقر (عليه السلام) (۱۱۴ه.ق)

روز هشتم:

يوم الترويه، حركت امام حسين از مكه به سوي كوفه (۶۰ه.ق)

روز نهم:

روز عرفه

روز دهم:

عيد سعيد قربان

روز پانزدهم:

ولادت باسعادت حضرت امام علي النقي الهادي (عليه السلام)(۲۱۲ه.ق)

روز هجدهم:

عيد سعيد غدير خم ( تعيين اميرالمومنين علي (عليه السلام) به عنوان وصي  و جانشين پيامبر (ص)) (۱۰ه.ق)

روز بيست و چهارم:

روز مباهله پيامبر اعظم (ص) (۱۰ه.ق)


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 7:55 توسط سید مصطفی |

المهدي

فاطمه زهرا (عليهاالسلام) دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود.

پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند.

از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد.

و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.

شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد

 به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت

و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند

 اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود.

پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام)

را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد.

يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود

در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد.

ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه (عليهاالسلام) را خواستگاري مي نمايند

 اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد:

تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر،

 فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته اند.

سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و

 جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟!

آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند

و به جانب آن حضرت شتافتند.

علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟

ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري،

 و از موقعيت خود و علاقه اي كه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي.

 اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند

ولي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) دست رد به سينه همه زده و

تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است.

گمان  مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

المهدي

هنگامی که حضرت علی (علیه السلام) برای خواستگاری فاطمه (علیهاالسلام) رفت،

پیامبر در خانه ام سلمه بود. علی (علیه السلام) در زد. ام سلمه پرسید: کیست؟

قبل از پاسخ خواستگار، پیامبر دستور داد:

«در را باز کن و بگو داخل شود. کسی پشت در است که محبوب خدا و رسول است».

علی (علیه السلام) وارد شد، سلام کرد و در حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشست.

چشمان خود را بر زمین دوخت. شرم از پیامبر (صلی الله علیه و آله) مانع گفتن خواسته اش می شد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) که خود علی (علیه السلام) را بزرگ کرده و از روحیات او باخبر است،

سکوت را شکست و فرمود: «می بینم برای حاجتی اینجا آمده ای.

خواسته ات را بر زبان آور و آنچه در دل داری بازگو که خواسته ات پیش من پذیرفته است».

علی (علیه السلام) که برای خواستگاری دختر پیامبر به خانه ایشان رفته بود،

با سخنانی شیرین خواسته اش را چنین بازگو کرد:

«پدر ومادرم فدای شما، وقتی خردسال بودم مرا از عمویتان ابوطالب و فاطمه بنت اسد گرفتید.

با غذای خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کردید. نیکی و دل سوزی شما درباره من از پدر و مادرم

بیشتر و بهتر بود. تربیت و هدایتم به دست شما بوده

 و شما ای رسول خدا به خداسوگند ذخیره دنیا و آخرتم می باشید.

 ای رسول خدا! اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او،

 آرامش یابم. آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم. آیا مرا می پذیرید؟»

چهره پیامبر چون گل شکفته شد. گویا انتظار این لحظه را می کشید.

خوشحال شد، ولی جواب قطعی را برعهده فاطمه (علیهاالسلام) گذاشت.

فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.

پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي

 براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟

فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را در چهره او ديد گفت:

 الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست

 

 


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 6:56 توسط سید مصطفی |

المهدي

تولد و دوران امامت امام جواد:

امام محمد بن علی (ع) معروف به جواد الائمه، در دهم رجب دیده به جهان گشود. 

نام پدرش امام علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم شیعیان و مادرش سبیکه می‏باشد.

امام محمد تقی (ع) پس از شهادت پدرش امام رضا (ع) درسال 203 قمری، مقام منیع امامت را در

هشت‏ سالگی بر عهده گرفت و آن را به راستی و درستی هدایت کرد و به مقصد  عالی رسانید.

مامون عباسی (هفتمین خلیفه سلسله عباسیان) پس از شهادت امام رضا (ع( 

از امام جواد (ع) دل جویی کرد و دخترش ام الفضل را به عقد وی درآورد.

چگونگی شهادت:

معتصم خلیفه عباسی و جعفر پسر مأمون، سمی را در انگور تزریق کردند و برای ام‏فضل فرستادند.

ام فضل نیز آن را در میان کاسه‏ای گذاشت و جلو امام جواد علیه‏السلام نهاد

و از آن انگور بسیار توصیف کرد. سرانجام آن حضرت از انگور خورد و طولی نکشید

 که آثار سم را در خود احساس کرد. در همان حال ام‏فضل پشیمان شد و گریه کرد.

حضرت به او فرمود: «چرا گریه می‏کنی؟ اکنون گریه تو سودی ندارد.

این را بدان که به سبب این جنایت، به چنان دردی مبتلا می‏شوی که هرگز علاج ندارد

و چنان به تنگدستی افتی که جبران‏پذیر نباشد».

بر اثر نفرین آن حضرت، ام‏فضل به دردی بیمار شد که همه اموالش را در راه معالجه آن مصرف کرد،

ولی سودی نبخشید و با نکبت بارترین وضع به هلاکت رسید.

برادرش جعفر نیز در حال مستی به چاه افتاد و جسد بی‏جانش را از چاه بیرون آوردند

 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 22:28 توسط سید مصطفی |

علي بن محمد بن سمري (نائب چهارم) :

چهارمين و آخرين نائب خاص امام مهدي (عج) علي بن محمد بن سمري ،

پس از درگذشت حسين بن روح و به دستور آن حضرت امر نيابت را عهده دار شد.

وي از سال 326 تا سال 329 ه ق نائب خاص حضرت بود و دراين سال از دنيا رفت .

بارحلت او غيبت كبري امام زمان (عج) آغاز شد. حضرت مهدي در توقيعي كه به وي نوشت ،

زمان درگذشت وي را اعلام كرد و به او دستور  فرمود نائبي براي خود مشخص نكند.

در بخشي از اين توقيع آمده است:

«اي علي بن محمد خداوند پاداش برادران ديني تورا در مصيبت تو بزرگ دارد.

تا شش روز ديگر خواهي مرد. پس امر حساب و كتاب خود را مرتب كن و

درباره جانشيني اين مقام نيابت به كسي وصيت نكن ، زيرا غيبت دومي فرارسيده است... »

قول مشهور درتاريخ رحلت علي بن محمد سمري پانزدهم شعبان 329 مي باشد.

 


+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388 ساعت 23:54 توسط سید مصطفی |

المهدی

جان مي دهم براي تو يا ايها العزيز

سر مي نهم به پاي تو يا ايها العزيز

يك عمر ميله هاي قفس را شمر ده ام

با شوق دستهاي تو يا ايها العزيز

من سوگوار بر سر هر دار مي روم

شايد شوم فداي تو يا ايها العزيز

اين روز ها ز امدنت مژده مي رسد

بر دل رسد صداي تو يا ايها العزيز

اي كاش بشنوم به قنوت شما شدم

من شامل دعاي تو يا ايها العزيز

قلبم گرفته است به داد دلم برس

تا حس كنم صفاي تو يا ايها العزيز

محتاج تر ز دست و دل من نديده اي

هستم سگ گداي تو يا ايها العزيز

در ابتدا در دل من يك ظهور كن

 جان مي دهم براي تو يا ايها العزيز

 


+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 18:31 توسط سید مصطفی |

ابوالقاسم حسین بن روح نوبختي (نائب سوم):

ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی به عنوان سومین نائب خاص حضرت مهدی (عج)

 امر نیابت حضرت را پس از محمد بن عثمان بن سعید عهده دار شد.

وی در زمان حیات محمد بن عثمان از طرف حضرت مهدی (عج) به عنوان جانشین وی

پس از محمد بن عثمان منصوب و توسط محمد بن عثمان به شیعیان معرفی شد.

عباس اقبال می نویسد :

«حسین بن روح به تصدیق موافق و مخالف ، از فهمیده ترین و عاقلترین مردم روزگار بوده است .»

اقبال می نوسد :

« حسین بن روح مدتی مقام وزارت مقتدر عباسی را عهده دار بود .

وی به منظور هواداری از شیعیان در دستگاه خلافت نفوذ کرده بود.

 اما با روی کار آمدن « حامد بن عباس» وزارت او با مشکلاتی مواجه شد

و ازسال 312 تا 317 در زندان بسر برد.

المهدي

در خصوص صبر و مقاومت و رازداری حسین بن روح آمده است:

عده ای از ابوسهل نوبختی پرسیدند : تو چرا نائب خاص حضرت نشدی  و

 به جای تو حسین بن روح به این منصب رسید ؟ او گفت :

« ائمه (ع) خود بهتر می دانند چه کسی لایق این مقام است.

من آدمی هستم که با دشمنان زیاد رفت و آمد دارم و با آنها مناظره می کنم .

اگر آنچه را حسین بن روح در مورد امام مهدی (عج) می داند ، من می دانستم ،

شاید در بحث هایم وقتی لجاجت دشمنانم را می دیدم ،

می کوشیدم دلایل بنیادی بروجود امام (ع) ارائه دهم . در نتیجه محل اقامت او را برملا می ساختم.

اما اگر حسین بن روح امام را زیر عبای خود پنهان کرده باشد ، اگر بدنش را با قیچی قطعه قطعه کنند ،

تا امام را نشان دهد ، هرگز عبای خود را کنار نمیزند و امام را نشان نخواهد داد. »

حسین بن روح تا سال 326 امر نیابت حضرت را برعهده داشت و در این سال از دنیا رفت .

باقر شریف القرشی می نویسد:

حسین بن روح مدت 21 سال منصب نیابت خاصه امام زمان (ع) را برعهده داشت

و 18 شعبان سال 326 رحلت کرد.

المهدي


+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 6:23 توسط سید مصطفی |

المهدي

ابراهيم بن عباس مى گويد: من هرگز نديدم حضرت رضا(ع) به كسى ظلم كند يا

سخن كسى را قطع نمايد يا حاجت كسى را در صورت قدرت رد كند

يا در مجلسى پاهاى خود را دراز كند يا به نشانه بى احترامى نسبت به كسى، تكيه دهد

يا بنده‏هاى خود را ناسزا گويد يا آب دهان خود را بيرون بريزد يا صدايش را به قهقهه بلند كند

بلكه خنده آن حضرت تبسّم بود. وقتى براى آن حضرت سفره مى‏انداختند،

تمام بندگان و خدمتگزاران خود، حتى دربانان و چوپانها را در سر همان سفره مى‏نشاند.

 خواب آن حضرت بسيار كم و بيدارى اش زياد بود و بسيارى از شب ها تا به صبح نمى خوابيد.

 روزه هاى مستحبى بسيار مى‏گرفت و هرگز سه روز روزه را در يك ماه ترك نمى‏كرد

و مى‏فرمود كه آن روزه دهر است و آن روز پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر

و چهارشنبه اول از دهه دوم هر ماه است . صدقات سرّى آن حضرت بسيار بود و

 اكثرا آنها را در شب‏هاى تار و بدون مهتاب انجام مى داد.

هر كس گمان كند كه مانند آن حضرت را ديده است او را تصديق نكنيد.

ابن ابى عباد، وزير مامون، شيوه زندگى امام(ع) را چنين يادآور شده است:

"حضرت على بن موسى(ع) در تابستان روى حصير مى نشست و فرش او در زمستان نوعى پلاس بود،

 دور از چشم مردم جامه خشن مى‏پوشيد و هنگام رويارويى با مردم،

لباس معمولى مى‏پوشيد تا خودنمايى به زهد، تلقى نشود."

يسع‏ بن حمزه مى‏گويد: من در مجلسى با حضرت رضا(ص) مشغول صحبت بودم و

عده زيادى هم براى پرسش از مسائل حلال و حرام جمع شده بودند كه

مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و سلام كرد و عرضه داشت

من دوستى از دوستداران شما و اجداد شما هستم و از حج مى‏آيم، زاد و توشه‏ام گم شده

اگر ممكن است كمكى بفرمائيد كه من به شهرم برسم كه اين نعمتى است بر من از جانب خداى تعالى،

 پس چون به شهرم رسيدم آنرا از جانب شما صدقه مى‏دهم چون من احتياجى به صدقه ندارم.

حضرت فرمود: بنشين، خدا ترا رحمت كند. حضرت رو كردند به مردم و با آنها سخن گفتند

تا وقتى كه متفرق شدند و فقط آن مرد و من و سليمان جعفرى و خيثمه باقى مانديم.

حضرت فرمود، اجازه مى‏دهيد من به داخل منزل بروم؟

بلند شدند و داخل رفتند و بعد از لحظاتى آمدند پشت در و دست مبارك خود را از بالاى در خارج كردند

 و فرمودند: كجاست آن مرد خراسانى؟ آن مرد گفت: بله اينجا هستم.

حضرت فرمود: اين دويست دينار را بگير و كار خود را انجام بده و به آن متبرك شو

 و از طرف من هم لازم نيست صدقه دهى، بيرون برو كه من ترا نبينم و تو مرا نبينى.

 آن مرد خارج شد. وقتى حضرت آمدند، سليمان گفت فدايت شوم

شما كه عطاى وافر و زيادى به اين مرد فرموديد چرا روى نازنين خود را از او پوشانديد؟

 حضرت فرمود، تا مبادا ذلت سؤال را در چهره‏اش ببينم.

 آيا مگر نشينده‏اى كه رسول خدا(ص) فرمود: هر كس حسنه و كار نيك خود را مستور بدارد،

برابر است با هفتاد حج و هر كس سيئه و كار زشت خود را آشكار كند خوار مى‏شود و

هر كس زشتى خود را بپوشاند و عمل خلافش را در پنهان انجام دهد بخشيده خواهد شد؟!


+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 15:9 توسط سید مصطفی |

المهدي

المهدي 

با دیده دل ،اگر رضا را بینی          مرآت جمال کبریا را بینی

گر پرده اوهام به یک سو فکنی     اندر پس آن پرده خدا را بینی

تا گوهر اشکم سر بازار نیاید        کالای مرا هیچ خریدار نیاید

ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت   مدح تو جز از خالق دادار نیاید

نومیدی و درگاه تو بی سابقه باشد        هر کار ز تو آید و این کار نیاید

 دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت          جائی ننوشته است گنهکار نیاید

گوئی به کجا روی کند، ای همه رحمت   گر بر در تو شخص گرفتار نیاید


+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 14:43 توسط سید مصطفی |

 المهدي

بحث درباره فلسفه و حكمت نماز در واقع آشنایى با اسرار و رموزى است كه

در این عمل عبادى نهفته است . باید توجه داشته باشیم كه خداوند متعال هیچ دستورى را

بدون حكمت و علت بر بنده‌اش واجب و یا حرام نمى‌سازد.

در این شكی نیست كه وقتی خداوند عملی را برای انسان واجب می‌كند

قطعا برایش سود و فایده بسیار دارد و بالعكس وقتی عمل و یا چیزی را حرام می‌كند

یقینا ضرر بسیاری برای انسان دارد و همین طور است مواردی كه مكروه و مستحب اعلام شده‌اند.

در این زمان كه علم پیشرفت كرده ، بسیاری از علل و سود و زیان‌هایی برای اعمال ذكر می‌شود

 كه نشانگر حكمت و فلسفه حرام و واجب شده اعمال و برخی چیزهاست.

شایان ذكر است كه انسان مومن و متعهد، در مقابل پروردگار روحیه تعبد و تسلیم پذیری دارد

 و نیازی به دانستن علل و حكمت احكام ندارد، گرچه دانستنش هم مشكلی ندارد.

ولی اصل بر تعبد در برابر خداوند است. 

خداوند، خالق تمام هستی است و همه موجودات به خالقیت خدا اعتراف دارند و خدا را تسبیح می‌كنند:

«یسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض الملك القدوس العزیز الحیكم»

 تسبیح مى‌گوید خدا را آنچه در آسمان‌ها و در زمین است آن پادشاه پاك عزیز حكیم را.»

حال وقتی كه همه موجودات، خدا را تسبیح می‌گویند و او را عبادت می‌كنند ،

 آیا جا ندارد انسان كه اشرف مخلوقات است در برابر خداوند اظهار بندگی و عبودیت نماید

و هیچ بودن خود را به مرحله ظهور برساند و در مقابل پروردگارش خاكساری نماید؟

امام رضا (علیه‌السلام) در حدیثی علت اقامه نماز را اینگونه بیان می‌فرمایند:

«علة الصلاةِ انَّها اقرارٌ بالربوبیّة لله ـ عزّوجل ـ و خلعُ الانداد و

قیامٌ بین یدى الجبّار جلّ جلاله بالذّل والمسكنة والخضوع والاعتراف»

علت نماز، اقرار به ربوبیت خدا و نفى هرگونه شریك براى او و ایستادن

با خضوع و كوچكى و بیچارگى در پیشگاه خداست.»

در وجود انسان دو قدرت عقل و شهوت وجود دارد كه دائما در كشاكش نیز می‌باشند.

حال چنین انسانی كه نیروی شهوات و هواهای نفسانی در وجودش قوی است

 قطعاً دچار گناه و لغزش هم می‌شود، و پنج بار نماز در مقابل پروردگار،

به معنای اعتراف به گناهان و طلب آمرزش و بخشش است .

در روایتی نیز آمده است: 

«نماز، با اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان پیشین و نهادن صورت بر زمین،

پنج بار در شبانه‌روز، با عظمت خدا، همراه است.»

حال كه هواى نفس، هر لحظه انسان را به غفلت و سركشى سوق مى‌دهد و

به غرور و خودخواهى دعوت مى‌كند و به افزون‌طلبى و تمامیت‌خواهى فرا مى‌خواند باید در مقابل آن،

 عاملى بسیار قوى و نیرومند كه مقابل این رذایل سد شود ،وجود داشته باشد

تا او را به سمت عزت و عظمت انسانى سوق دهد و آن نماز است.

چون نماز تنها عنصر بازدارنده از رذائل اخلاقى و گناهان است.

 و خداوند در آیه‌ای یكی از علل و خواص نماز را اینگونه معرفی می‌فرماید:

«أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ »

نماز را برپا دار، كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى‏دارد.»

و در روایتی از معصوم (علیه السلام) آمده است كه: «نماز موجب یاد خدا و دورى از غفلت

و سركشى و باعث خشوع، فروتنى و خواهان طلب افزایش معنوى و مادى است.»

از آنجایی كه انسان موجودی فراموشكار است، بیم می‌رود كه خداوند را فراموش كند و نیز از یاد ببرد

 كه موقعیتش به عنوان انسان در هستی چیست؟

 و عمر خود را در حیوانیت و نفسانیت سپری نماید. لذا اینجاست كه:

«نماز او را به مداومت بر ذكر خدا در شب و روز بر مى‌انگیزاند تا بنده، مولى و مدبر و آفریدگار خود را

فراموش نكند چرا كه فراموشكارى، باعث طغیان و سركشى خواهد بود.»

پس فلسفه نماز، حضور در پیشگاه خداوند و اظهار بندگى و عبودیت و اقرار به یكتایی پروردگار و

جاودانگى او است كه نتیجه‌اش اصلاح و سعادت انسان و به كمال رسیدنش می‌باشد.

«انسان در حال نماز در محضر خدا و به یاد خداست و همین حالت او را از معاصى بازداشته و

 از همه تباهى‌ها و تاریكى‌ها او را مانع مى‌شود.»

                                                                                                                           برگرفته از سايت تبيان


+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 8:14 توسط سید مصطفی |

اباجعفر محمد بن عثمان (نائب دوم) :

اباجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری دومین نائب خاص امام مهدی (عج) می باشد

که پس از درگذشت پدرش از طرف امام (ع) به عنوان نائب برگزیده شد.

وی از منزلت خاصی در نزد شیعیان برخوردار بود .

حضرت مهدی (عج) پس از درگذشت عثمان بن سعید ( پدر محمد بن عثمان)

ضمن توقیعی به وی تسلیت گفت و پس از دعای خیر در حقش امر نیابت را به او واگذار کرد.

در حدیثی از امام عسکری (ع) آمده است :

« العمری و ابنه ثقتان » «عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان هردو ثقه و  مورد اعتماد هستند »

محمد بن عثمان حدود 40 سال عهده دار نیابت حضرت بود و سرانجام در سال 304 یا 305 رحلت نمود.

 وی دو ماه قبل از رحلتش با اعلام حضرت مهدی (عج) زمان مرگ خود را یادآور شد.

قبری برای خود حفر کرد و روز موعود از دنیا رفت.


+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 7:27 توسط سید مصطفی |

المهدي


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 11:25 توسط سید مصطفی |

المهدی

نام مقدس: ‌فاطمه كبری

لقب شریف: ‌معصومه (علیهاالسلام)

پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السلام) 

مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون

ولادت باسعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق

محل ولادت: ‌مدینه منوّره

ورود به قم: 23 ربیع‌الاول 201 هـ.ق

هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) كه در خراسان بود.

رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر)

سنّ مبارك: 28 سال

محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 10:47 توسط سید مصطفی |

مناسبت های ماه ذی القعدة الحرام، ماه یازدهم از ماههای قمری

روز اول ماه  :

ولادت باسعادت کریمه اهل بیت (علیهم السلام) حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)

روز یازدهم ماه :

ولادت باسعادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضاالمرتضی (علیه السلام)

روز بیست و سوم ماه :

روز زیارت مخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

روز بیست و پنجم ماه :

روز دحوالارض : روزي است که زمين از زير کعبه گسترده شده است

روز سی ام ماه :

شهادت مظلومانه جوادالائمه (علیه السلام)


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 10:22 توسط سید مصطفی |


منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

درباره ي وبلاگ


السلام عليك ياحجة الله في ارضه
السلام عليك ياعين الله في خلقه
السلام عليك يا بقيةالله في الارضين
×××××××××××××
به مركز اطلاع رساني المهدي
خوش آمديد
براي بهرمندي از مطالب گذشته وبلاگ به قسمت (عناوين مطالب وبلاگ) مراجعه كنيد

لحظات انتظار

آرشيو مطالب

آخرين پست هاي وبلاگ

مركز اطلاع ساني المهدي
مناسبت های ماه ذی الحجة الحرام
اول ذي الحجة الحرام ، سالروز ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علي (ع) مبارك باد.
شهادت حضرت جواد الائمه (علیه السلام) بر محبان حضرتش تسلیت باد
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش چهارم
یا ایهاالعزیز
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش سوم
اخلاق و كردار حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام)
شعري در مدح امام رضا (عليه السلام)
چرا بايد نماز بخوانيم ؟
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش دوم
يا فاطمه اشفعي لي في الجنة
میلادباسعادت کریمه اهل بیت ، حضرت فاطمه معصومه (س) مبارک باد
مناسبت های ماه ذی القعده
اعمال عبادی ماه ذی القعده الحرام
شهادت رییس مذهب جعفری ، حضرت جعفر بن محمد الصادق برتمام شیعیان تسلیت باد
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش اول
نواب خاص امام زمان (عج)
السلام علي الائمه البقيع
القاب امام زمان (عج)

پيوند هاي روزانه

به چشم بی نياز پر اميدان زندگی زيباست
خدا کنه صاحبش (مهدی فاطمه) زودتر بیاد
اسلام حقیقی
الا که راز خدایی ... خدا کند که بیایی
در انتظار ظهور
منتظرم تا که او برگردد
انتظار ...
در انتظار عشق گمشده
روزهای انتظار
دل گویه های فراق
تا جمعه ی ظهور
منتظران یوسف فاطمه
عشاق المهدی
السلام علیک یا اباصالح المهدی
علائم ظهور
اللهم عجل لولیک الفرج
دلدادگان
عاشق مهدی
گل نرگس بیا
انتظاری سبز
مجمع منتظران ظهور
انتظار فرج
بوی گل نرگس
یا فارس الحجاز
حواریون حضرت حجت
مکتب المهدی
گل نرگس بیا
منتظران
جوانان منتظر المهدی زاهدشهر
انتظار منتظر
سربازان امام زمان (عج)
عاشق مهدی (عج)
مسافر زهرا (س)
هیئت محبان المهدی
یوسف گمگشته
منتظر ظهور
مهدویت (یامهدی)

پيوند ها

امکانات

طراح قالب