تبليغاتX
مركز اطلاع رساني المهدي

مركز اطلاع رساني المهدي

براي تعجيل در فرج بقية الله الاعظم ، حضرت مهدي (عج الله تعالي فرجه الشريف) صلوات  

 

الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية

 

اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام)

 

  


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388 ساعت 23:57 توسط سید مصطفی |

المهدی


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388 ساعت 10:14 توسط سید مصطفی |

«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. 

 در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت.

به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان

پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند.

 آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است

 به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و

اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد.

 لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.

در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند.

اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛

 كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند

 كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند.

همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند

 همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد:

«هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن

و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.»

 ( سوره مائده، آيه 67 )

در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و

امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند

به اجتماع حجاج در غدير خم برسند.

 اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند.

پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع)

در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و

 حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند.

المهدی

 سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند

 تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند:

«اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند:

«بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند:

« خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و

من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند:

«پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.»

سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند:

« خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند

 و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد

و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند:

«اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود

كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم

و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )

سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند.

مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد

و با حضرت علي (ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند.

 ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت:

«بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.»

مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد.

 


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388 ساعت 9:17 توسط سید مصطفی |

 

ما عاشقیم و جلوه گه  عشق ما علی است

زیرا که جلوه گاه صفات خدا علی است

در هر کجا که می نگرم جلوه ای از اوست

خوش گفت آن که گفت که در هر کجا علی است

بعد از رسول کس به مقام علی نبود

از این سبب وصی رسول خدا علی است

با این که اوست در دو جهان میر اولیا

خای ز عجب و نخوت و رنگ و ریا علی است

هم مظهر صفات خدا و پیمبر است

هم معنی مروت و صدق و صفا علی است

 چشم زمانه همچو علی بی ریا ندید

آن کس که خفت بر زبر بوریا علی است

هر دم که دین حق خطری دید پیش پا

هر کس که داشت مهر علی رستگار شد

زیرا شفیع محشر و روز جزا علی است

در مکتب علی نبری رنج روزگار

در زندگی به هر غم و دردی دوا علی است

هنگامه غدیر از این روی شد به پا

محبوب خاص بارگه کبریا علی است

من از غدیر خم چه بگویم خدا چه گفت؟

جان گواه صدق بر این مدعا علی است

با مهر او به ساحل امید می رسی

چون کشتی نجات تو را نا خدا علی است

تا روزگار گردد و این توده خاک هست

بر توده های خلق جهان پیشوا علی است

پرسیدی از چه رو به سرت سایه هماست

ورد زبان من به همه حال یا علی است

من بنده ای به درگه شاه ولایتم

درویش را به دهر غمی نیست تا علی است

المهدی


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388 ساعت 8:32 توسط سید مصطفی |

المهدي


+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 8:35 توسط سید مصطفی

المهدي

صلوات و درود خداوند بر تو باد، ای برگزیده خداوند برای هدایت بشر!

صلوات و درود خداوند بر تو باد ای ولی خداوند در زمین!

صلوات و درود خداوند بر تو باد ای وارث علم انبیا و اولیای الهی!

صلوات و درود خداوند بر تو باد ای وارث ولایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام)!

صلوات و درود خداوند بر تو باد، ای وارث کرامت حسن (علیه السلام)، شهامت حسین (علیه السلام)،

عبادت سجاد (علیه السلام)، فقاهت باقر (علیه السلام)، صداقت صادق (علیه السلام)،

نجابت کاظم (علیه السلام)، رضایت رضا و سخاوت جواد!

صلوات و درود خداوند بر تو باد ای خورشید هدایت، ای هادی ره گم کردگان،

به سوی حق! حضرت ابالحسن، علی بن محمد هادی!

صلوات و درود خداوند بر تو باد، مادام که خورشید برمی آید و آسمان آبی ست.

مولاجان! بی پناهیم؛ ما را در پناه نام هدایت گسترت گیر!


+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 8:32 توسط سید مصطفی |

المهدي

امام ابوالحسن علی النقی هادی علیه السلام ملقب به امام "هادی"، دهمین پیشوای شیعیان

 درنیمه ذیحجه سال 212 هجری در اطراف مدینه در محلی به نام " صریا" متولد گشت.

 آن حضرت و فرزند گرامی ایشان امام حسن (علیهما السلام) به عسكریین شهرت یافتند،

زیرا خلفای بنی عباس آنها را از سال 233 به سامرا (عسكر) برده

و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند.

امام هادی (علیه السلام) به لقبهای دیگری مانند:

نقی، عالم، فقیه، امین و طیب شهرت داشت و كنیه مبارك ایشان ابوالحسن است.

از آنجا كه كنیه امام موسی كاظم و امام رضا (علیهما السلام) نیز ابوالحسن بود،

لذا برای اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم (علیه السلام)،

 ابوالحسن ثانی به امام رضا (علیه السلام)

و ابوالحسن ثالث به حضرت هادی (علیه السلام) اختصاص یافته است.

پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوی گرامی سمانه است كه بانویی با فضیلت و با تقوا بود.

امام هادی (ع) در سن 6 یا 8 سالگی یعنی در سال 220 هجری،

پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسید.

مدت 33 ساله امامت امام هادی (ع) با خلفای معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.

ابن صباغ مالكی در كتابی موسوم به فصول المهمه خطوط واضحی از سیمای تابناك فضایل و

ویژگی های اخلاقی امام هادی (ع) قهرمان شكست ناپذیر عصر متوكل عباسی را ترسیم می كند!

«فضل و دانش امام دهم شیعیان بر اوج قلل بلند پایه عالم بشریت نقش بسته بود و

 رشته های مشعشع آن بر اختران آسمان سر می سایید.

نیكی ها و اخلاق پسندیده او را نمی توان در شمار عدد ذكر نمود.

اما می شود به افتخارآمیزترین آنها كه موجب حیرت است بسنده كرد.

او جمیع صفات نیك و مفاخر معنوی را یک جا در وجود داشت.

ابعاد وسیع و منبع فیاض حكمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و

 بدین سبب او از ناشایسته ها و آلایش ها به دور و بركنار است.»

امام هادی (ع) دارای نفس زكیه و عزمی راسخ و همتی عالی بود كه

 هرگز احدی از مردم را نمی توان در مقایسه با او همتا و همسان دانست.

ابن شهر آشوب از رجال حدیث نقل می كند كه او نیك سرشت ترین و پاك ترین روش را

در میان جامعه دارا بود، راستگوترین افراد جامعه محسوب می شد، به هنگام سكوت،

 شكوه هیبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمی گرفت و چون لب به سخن می گشود،

 گزیده و نغز می گفت به طوری كه شعاع كلامش روح آدمیان را سحر می كرد.

 


+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 8:25 توسط سید مصطفی |

المهدي


+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 7:44 توسط سید مصطفی |

المهدي


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 19:35 توسط سید مصطفی |

المهدي

نام : محمد.

كنيه : ابو جعفر و ابوجعفر اول .

القاب : باقر, شاكر, هادى , امين , شبيه (به خاطر شباهت ايشان به پيامبراكرم (ص )).

مـشهورترين لقب آن حضرت ، باقر است . پيامبر اكرم (ص ) به واسطه جابربن عبداللّه انصارى ,

آن حضرت را به اين لقب, ملقب كرد و به ايشان سلام رساند.

منصب : معصوم هفتم و امام پنجم شيعيان .

تاريخ ولادت : اول رجب سال 57 هجرى .

برخى از مورخان , ولادت ايشان را در سوم صفر سال 57 هجرى دانسته اند.

محل تولد: مدينه منوره

نسب پدرى : امام زين العابدين , على بن حسين بن على بن ابى طالب (ع ).

نام مادر: فاطمه , دختر امام حسن مجتبى (ع ) كه مكنى به ام عبداللّه بود.

ايـن بـانـوى ارجـمـند, از زنان بزرگ عصر خويش بود كه امام صادق (ع ) درباره شان و منزلت او, فـرمـود:

 جـده ام , فـاطمه بنت حسن , صديقه بود و در آل امام حسن (ع ) زنى به درجه و مرتبه او نرسيد.

چـون نـسـب امـام مـحـمـد بـاقر(ع ), هم از پدر و هم از مادر،

به امام اميرالمؤمنين (ع )و فاطمه زهرا(س ) مى رسد.

به ايشان علوى بين علويين و فاطمى بين فاطميين گفته مى شود.

مـدت امـامـت : از زمـان شهادت پدرش , امام زين العابدين (ع )

در سال 95 تا سال114 هجرى , به مدت 20 سال .

تاريخ و سبب شهادت : هفتم ذى حجه سال 114 هجرى , در سن 57 سالگى

(و به قولى ربيع الاول يا ربيع الاخر سال 114 هجرى ) به وسيله زهرى كه ابراهيم بن وليد عبدالملك،

در ايام خلافت هشام بن عبدالملك , به آن حضرت خورانيد.

محل دفن : قبرستان بقيع , در مدينه منوره ، در جوار قبر پدرش ،امام زين العابدين (ع ) و عمويش ،

امام حسن مجتبى (ع ) و فرزندش , امام صادق (ع ).

همسران :1. ام فروه بنت قاسم . 2. ام حكيم و چند ام ولد.

فرزندان :1. امام جعفر صادق (ع ). 2. عبداللّه . 3. ابراهيم . 4. عبيداللّه .

5. على .6. زينب . 7. ام سلمه .

اسامی برخی از اصحاب امام محمد باقر (ع) :

1. زرارة بن اعين .

2. معروف بن خربوذمكى .

3. ابو بصير اسدى .

4. فضيل بن يسار.

5. محمدبن مسلم .

6. يزيد بن معاويه عجلى .

ايـن شـش نـفـر, در علم رجال , به اصحاب اجماع اولى شهرت يافته اند كه فقها وحديث شناسان شيعه ,

 اتفاق نظر و اجماع دارند بر صحت نقل روايت آنان از امامان معصوم (ع ).

7. حمران بن اعين .

8. بكير بن اعين .

9. عبدالملك بن اعين .

10. عبدالرحمن بن اعين .

11. محمد بن اسماعيل بن بزيع .

12. عبداللّه بن ميمون .

13. محمد بن مروان .

14. اسماعيل بن فضل هاشمى .

15. ابو هارون مكفوف .

16. ظريف بن ناصح .

17. سعيد بن ظريف .

18. اسماعيل بن جابر خثعمى .

19. عقبة بن بشير اسدى .

20. كميت بن زيد اسدى .

21. جابر بن يزيد جعفى .

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 18:48 توسط سید مصطفی |

خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ،

ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد .

بحارالانوار ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------

 دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

بحارالانوار ،  ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------

 هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ،

و زیردست خود را خوار نشمارد .

بحارالانوار ،  ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------

 هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .

 بحارالانوار ، ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------

 هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده می گردد .

بحارالانوار ،  ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------

از سستی و بی قراری بپرهیز ، که این دو ، کلید هر بدی می باشند ، کسی که سستی کند ،

حقی را ادا نکند ، و کسی که بی قرار شود ، بر حق صبر نکند .

بحارالانوار ،  ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------

 پیوند با خویشان ، عملها را پاکیزه می نماید ، اموال را افزایش می دهد ، بلا را دور می کند ،

حسا آخرت را آسان می نماید ، و مرگ را به تاخیر می اندازد .

بحارالانوار ،  ج 71، ص (111)

--------------------------------------------------------------------------------

 بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید .

بحارالانوار ، ج 65، ص (152)

--------------------------------------------------------------------------------

 خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار می دهد ، چنانکه سفر کرده ای برای خانواده خود هدیه

 می فرستد ، و او را از دنیا پرهیز می دهد ، چنانکه طبیب مریض را پرهیز می دهد .

بحارالانوار ،  ج 75، ص (180)

--------------------------------------------------------------------------------

 بر شما باد به پرهیزکاری و کوشش و راستگویی ، و پرداخت امانت به کسی که شما را

بر آن امین دانسته است ، چه آن شخص ، نیک باشد یا بد .

بحارالانوار ، ج 75، ص (179)

--------------------------------------------------------------------------------

 غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را بگویی که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است .

و بهتان آن است که عیبی را که در برادرت نیست ، به او ببندی .

بحارالانوار ،  ج 75، ص (178)

--------------------------------------------------------------------------------

 خداوند ، دشنام گوی بی آبرو را دشمن دارد .

بحارالانوار ،  ج 75، ص (176)

المهدي


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 18:37 توسط سید مصطفی |

روز اول :

سالروز ازدواج حضرت علي (عليه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) (۲ه.ق)

روز سوم:

ورود پيامبر اعظم (ص) به مكه معظمه در سفر حجة الوداع (۱۰ه.ق)

روز هفتم:

شهادت امام محمد باقر (عليه السلام) (۱۱۴ه.ق)

روز هشتم:

يوم الترويه، حركت امام حسين از مكه به سوي كوفه (۶۰ه.ق)

روز نهم:

روز عرفه

روز دهم:

عيد سعيد قربان

روز پانزدهم:

ولادت باسعادت حضرت امام علي النقي الهادي (عليه السلام)(۲۱۲ه.ق)

روز هجدهم:

عيد سعيد غدير خم ( تعيين اميرالمومنين علي (عليه السلام) به عنوان وصي  و جانشين پيامبر (ص)) (۱۰ه.ق)

روز بيست و چهارم:

روز مباهله پيامبر اعظم (ص) (۱۰ه.ق)


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 7:55 توسط سید مصطفی |

المهدي

فاطمه زهرا (عليهاالسلام) دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود.

پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند.

از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد.

و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.

شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد

 به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت

و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند

 اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود.

پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليها السلام)

را با علي پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد.

يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد كرده بود

در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد.

ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه (عليهاالسلام) را خواستگاري مي نمايند

 اما پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد:

تعيين همسر فاطمه با خداست.براي همه روشن بود كه خدا وپيغمبر،

 فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته اند.

سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و

 جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟!

آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.

سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند

و به جانب آن حضرت شتافتند.

علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟

ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري،

 و از موقعيت خود و علاقه اي كه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي.

 اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليها السلام آمده اند

ولي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) دست رد به سينه همه زده و

تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است.

گمان  مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند. و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.

المهدي

هنگامی که حضرت علی (علیه السلام) برای خواستگاری فاطمه (علیهاالسلام) رفت،

پیامبر در خانه ام سلمه بود. علی (علیه السلام) در زد. ام سلمه پرسید: کیست؟

قبل از پاسخ خواستگار، پیامبر دستور داد:

«در را باز کن و بگو داخل شود. کسی پشت در است که محبوب خدا و رسول است».

علی (علیه السلام) وارد شد، سلام کرد و در حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشست.

چشمان خود را بر زمین دوخت. شرم از پیامبر (صلی الله علیه و آله) مانع گفتن خواسته اش می شد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) که خود علی (علیه السلام) را بزرگ کرده و از روحیات او باخبر است،

سکوت را شکست و فرمود: «می بینم برای حاجتی اینجا آمده ای.

خواسته ات را بر زبان آور و آنچه در دل داری بازگو که خواسته ات پیش من پذیرفته است».

علی (علیه السلام) که برای خواستگاری دختر پیامبر به خانه ایشان رفته بود،

با سخنانی شیرین خواسته اش را چنین بازگو کرد:

«پدر ومادرم فدای شما، وقتی خردسال بودم مرا از عمویتان ابوطالب و فاطمه بنت اسد گرفتید.

با غذای خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کردید. نیکی و دل سوزی شما درباره من از پدر و مادرم

بیشتر و بهتر بود. تربیت و هدایتم به دست شما بوده

 و شما ای رسول خدا به خداسوگند ذخیره دنیا و آخرتم می باشید.

 ای رسول خدا! اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او،

 آرامش یابم. آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم. آیا مرا می پذیرید؟»

چهره پیامبر چون گل شکفته شد. گویا انتظار این لحظه را می کشید.

خوشحال شد، ولی جواب قطعی را برعهده فاطمه (علیهاالسلام) گذاشت.

فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.

پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي

 براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟

فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را در چهره او ديد گفت:

 الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست

 

 


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 6:56 توسط سید مصطفی |

المهدي

تولد و دوران امامت امام جواد:

امام محمد بن علی (ع) معروف به جواد الائمه، در دهم رجب دیده به جهان گشود. 

نام پدرش امام علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم شیعیان و مادرش سبیکه می‏باشد.

امام محمد تقی (ع) پس از شهادت پدرش امام رضا (ع) درسال 203 قمری، مقام منیع امامت را در

هشت‏ سالگی بر عهده گرفت و آن را به راستی و درستی هدایت کرد و به مقصد  عالی رسانید.

مامون عباسی (هفتمین خلیفه سلسله عباسیان) پس از شهادت امام رضا (ع( 

از امام جواد (ع) دل جویی کرد و دخترش ام الفضل را به عقد وی درآورد.

چگونگی شهادت:

معتصم خلیفه عباسی و جعفر پسر مأمون، سمی را در انگور تزریق کردند و برای ام‏فضل فرستادند.

ام فضل نیز آن را در میان کاسه‏ای گذاشت و جلو امام جواد علیه‏السلام نهاد

و از آن انگور بسیار توصیف کرد. سرانجام آن حضرت از انگور خورد و طولی نکشید

 که آثار سم را در خود احساس کرد. در همان حال ام‏فضل پشیمان شد و گریه کرد.

حضرت به او فرمود: «چرا گریه می‏کنی؟ اکنون گریه تو سودی ندارد.

این را بدان که به سبب این جنایت، به چنان دردی مبتلا می‏شوی که هرگز علاج ندارد

و چنان به تنگدستی افتی که جبران‏پذیر نباشد».

بر اثر نفرین آن حضرت، ام‏فضل به دردی بیمار شد که همه اموالش را در راه معالجه آن مصرف کرد،

ولی سودی نبخشید و با نکبت بارترین وضع به هلاکت رسید.

برادرش جعفر نیز در حال مستی به چاه افتاد و جسد بی‏جانش را از چاه بیرون آوردند

 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 22:28 توسط سید مصطفی |


منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

درباره ي وبلاگ


السلام عليك ياحجة الله في ارضه
السلام عليك ياعين الله في خلقه
السلام عليك يا بقيةالله في الارضين
×××××××××××××
به مركز اطلاع رساني المهدي
خوش آمديد
براي بهرمندي از مطالب گذشته وبلاگ به قسمت (عناوين مطالب وبلاگ) مراجعه كنيد

لحظات انتظار

آرشيو مطالب

آخرين پست هاي وبلاگ

مركز اطلاع ساني المهدي
فرارسیدن عید غدیر خم، روز کامل شدن دین و به اتمام رسیدن نعمت مبارک باد
واقعه غدیر
جلوه گه عشق
ميلاد باسعادت دهمين اختر تابناك امامت و ولايت حضرت علي بن محمد الهادي (ع) مبارك باد.
السلام عليك يا علي بن محمد الهادي (عليه السلام)
نگاهي گذرا به ابعاد شخصيتي امام هادي (عليه السلام)
عيد قربان ، روز تجلي حج ابراهيمي بر تمام مسلمين مبارك باد.
شهادت مظلومانه باقر العلوم حضرت محمد بن علي (ع) بر تمام شيعيان تسليت باد.
نگاهی گذرا به زندگانی حضرت باقرالعلوم (ع)
سخنان گهرباری از امام محمد باقر (علیه السلام)
مناسبت های ماه ذی الحجة الحرام
اول ذي الحجة الحرام ، سالروز ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علي (ع) مبارك باد.
شهادت حضرت جواد الائمه (علیه السلام) بر محبان حضرتش تسلیت باد
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش چهارم
یا ایهاالعزیز
آشنايي با نواب خاص امام زمان (عج) ----- بخش سوم
اخلاق و كردار حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام)
شعري در مدح امام رضا (عليه السلام)
چرا بايد نماز بخوانيم ؟

پيوند هاي روزانه

به چشم بی نياز پر اميدان زندگی زيباست
خدا کنه صاحبش (مهدی فاطمه) زودتر بیاد
اسلام حقیقی
الا که راز خدایی ... خدا کند که بیایی
در انتظار ظهور
منتظرم تا که او برگردد
انتظار ...
در انتظار عشق گمشده
روزهای انتظار
دل گویه های فراق
تا جمعه ی ظهور
منتظران یوسف فاطمه
عشاق المهدی
السلام علیک یا اباصالح المهدی
علائم ظهور
اللهم عجل لولیک الفرج
دلدادگان
عاشق مهدی
گل نرگس بیا
انتظاری سبز
مجمع منتظران ظهور
انتظار فرج
بوی گل نرگس
یا فارس الحجاز
حواریون حضرت حجت
مکتب المهدی
گل نرگس بیا
منتظران
جوانان منتظر المهدی زاهدشهر
انتظار منتظر
سربازان امام زمان (عج)
عاشق مهدی (عج)
مسافر زهرا (س)
هیئت محبان المهدی
یوسف گمگشته
منتظر ظهور
مهدویت (یامهدی)

پيوند ها

امکانات

طراح قالب